دخترک کوچکم نگاه کن !
دخترک کوچک نگاه کن "زندگی رود روانیست زلال
پیچیده در جنگلی انبوه میرود تاب میخورد شتاب میگیرد وگاه آرام در خود فرو میرود
نگاه کن دخترک برگهای پژمرده راکه چگونه به درونمان رسوخ میکنند !دست منو تو نیست
این سرنوشت ماست آغوشت را برای آنها هم باز کن همه این برگ های زرد ومرده درس های خداست برای
من برای تو وبرای همه آنها که جریان دارند نگذار حضورشان ریزش تو را کند کند
ببرشان ..بگذار درونت به آرامی غرق شده هیچ اثری از ایشان نماند
النای مهربان وصمیمی بزرگ میشوی وگاهی قصه رودخانه های دیگر را میشنوی ....
قصه شاخه های تنومندی که راهشان را سد کرده است وتو درمانده ای از کمک
قصه می شنوی از اشک های نیازمندشان صدای زجه قلبهای شکسته شان را هم ...
اما تو میدانی همه این شاخه های شکسته تمامی برگهایی که هر روز فرو میریزند نشانه زندگیست
زیر گوش باد بگو بگو خبرشان کند ایستادن مرداب شدن است بگو باید رفت باید همه پژمردگیها را غرق
کرد خبرشان کن همه سدها برای رشد ماست بگو شاید بشنون !!!!!!!


دخترک کوچکم نگاه کن !
